تبليغاتX

هیچ چیز...

هیچ چیز...

...جایی برای هیچ چیز ... برای هیچ کس ...


پنجره سکوت باد را فریاد میزند

نسیم دوبا ره بوی تو را میدهد

ابرها برایت میگریند

درست مثل چشمانم

نگاه کن ...

چشمانم را دوباره خیس کردی

نگاه کن...

غصه هایم را دوباره معنا دادی

ببین...

که چگونه مرا به عمق قلبت پیوند زدی

حال چگونه بی تو در این حجم باد سرد

بمانم ، بپوسم ، بسازم

من به چه امیدی پشت این در فریاد بزنم

تا تو صدای خسته و گرفته مرا بشنوی؟

به چه امیدی؟؟؟!!!!!

+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |


//end hiding script from old browsers --> Nothing Else Matters