تبليغاتX

هیچ چیز...

هیچ چیز...

...جایی برای هیچ چیز ... برای هیچ کس ...

16 شهریور شد و

یک سال دیگه هم گذشت ...

یه سال گذشت با تموم خاطرات تلخ و شیرینش ، حالا من یه سال بزرگ تر شدم ، یه سال پیر شدم ...

جالب بود ... همین که ساعت 12 شب جمعه شد ‌‌، و وارد اولین دقیقه ی شنبه شدیم  اس ام اس های تبریک هم اومدن ، از این خوشم اومد :

چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر که دنیای من شدی . زیباترین و خوش بوترین گل هستسی من ، تولدت مبارک .

+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |


//end hiding script from old browsers --> Nothing Else Matters