تبليغاتX

هیچ چیز...

هیچ چیز...

...جایی برای هیچ چیز ... برای هیچ کس ...

غربت من هر چی که هست از با تو بودن بهتره

آخرخط زندگی این نفسای آخره

وقتی دارم با هر نفس از این زمونه سیر می شم

وقتی با یه زخم زبون از این و اون دلگیر می شم

این آخر راه دیگه باید که تنها بمیرم

تنها تو اوج بی کسی تو غربت آروم بگیرم

باید برم باید برم باید که بی تو بپرم

آخ که چه سنگین میزنه این نفسای آخرم

 

سکوت من نشونه ی رضایتم نیست میدونی

گلایه هام و می تونی از توی چشمام بخونی

بگو آخه جرمم چیه که باید این جور بسوزم

هیچی نگم داد نزنم لبام و رو هم بدوزم

 

دربه در غزل فروش منم که گیتار میزنم

با هر نگاه به عکست انگار من خودم و دار میزنم

نفرین به عشق به عاشقی، نفرین به بخت به سرنوشت

به اون نگاه که عشقت و تو سرنوشت من نوشت

نفرین به،من نفرین به تو، نفرین به عشق من و تو

به ساده بودن من و به اون دل سیاه تو

نفرین به عشق به عاشقی، نفرین به بخت به سرنوشت

به اون نگاه که عشقت و تو سرنوشت من نوشت

 

 

+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |


//end hiding script from old browsers --> Nothing Else Matters