از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود حرف زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این قصه مرا مشغله ای نیست
دیری است که از خانه خرابان جها نم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |