تبليغاتX

هیچ چیز...

هیچ چیز...

...جایی برای هیچ چیز ... برای هیچ کس ...

پشت این پنجره ها دل می گیره

غم و غصه ی دل و تو می دونی

وقتی از بخت خودم حرف میزنم

چشام اشک بارون میشه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو می دونی

هرچی بهش می گم تو آزادی دیگه

میگه من دوست دارم تو می دونی

می خوام امشب با خدام شکوه کنم

شکوه های دلم و تو می دونی

بگم ای خدا چرا بختم سیاست

چرا بخت من سیاست تو می دونی

پنجره بسته میشه شب میرسه

چشام آروم نداره تو می دونی

اگه امشب بگذره فردا میشه

مگه فردا چی میشه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو می دونی

هرچی بهش می گم تو آزادی دیگه

میگه من دوست دارم تو می دونی

پشت این پنجره ها دل می گیره

غم و غصه ی دل و تو می دونی

وقتی از بخت خودم حرف میزنم

چشام اشک بارون میشه تو می دونی

عمریه غم تو دلم زندونیه

دل من زندون داره تو می دونی

هرچی بهش می گم تو آزادی دیگه

میگه من دوست دارم تو می دونی

+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |


//end hiding script from old browsers --> Nothing Else Matters