سلام
امیدوارم که خوب باشید من از امروز نوشتن توی این وبلاگ رو شروع کردم و حالا ببینیم که چه طور پیش خواهد رفت.البته من قبلا توی persianblog وبلاگ داشتم ولی حالا اومدم اینجا و میخوام اینجا بنویسم ...در مورد اسم وبلاگ بگم که چون چیزی به ذهنم نرسید اسمش رو گداشتم هیچ جیز .... در مورد خودم هم بگم که من مجتبی هستم از ارومیه ... قدم ۱۹۳ سانتی متر و وزنم هم هستش ۷۶ کیلو گرم ...عکس منم میتونید ببینید. متن زیر هم برای شروع مینویسم : معلم جوان بود
، جواني از او رخت بر بسته بود
، سكوت غم آلوده ي كلاس را صداي درشت معلم شكست :
احمدک ، بيا پاي تخته تا بدانيم كه سعدي چه گفت؟
ز جا جست احمدک ، گفت :
بني آدم اعضاي يكديگرند .. كه در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوي به درد آورد روزگار .. دگر عضوها را نماند قرار
تو كز ..... تو كز ..... واي ..... واي ..... ، يادش رفته بود ...
معلم با خشم گفت : چرا درست را نخواندي تا بگويي؟
جواب احمدک گفت :
" خوشا آنان كه بر بالين مادر خوشند .. كه من بي وجودش نهم سر به خاک "
معلم گفت :
به من چه كه مادر از كف داده اي! ، به من چه كه بختت پر از کينه است!
احمدک گفت : كمي صبر كن يادم آمد ...
" تو كز محنت ديگران بي غمي .. نشايد كه نامت نهند آدمي "
آري ، آري ، " تو كز محنت ديگران بي غمي .. نشايد كه نامت نهند آدمي "..
+ نوشته شده در ساعت از طرف م ج ت ب ی |